محمد يار بن عرب قطغان
281
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
حضرت اعلى در موقف جنگ توقف نموده ، ناگاه خوارزم شاه سلطان در كمين انتظار فرصت مىكشيد محل يافته ، بازوى شجاعت برافراخت و بىمحابا به جانب آن حضرت تاخت و چنان نزديك آمده تير انداخت كه دو چوبهء تير بر تركش آن حضرت رسيد . چون در همه حال ايزد متعال حافظ و نگهبان او بود ، جمعى از دلاوران كه در ركاب همايون بودند همه يك بار به جانب اعدا توجه فرمودند تا كه اين گروه عداوتپيشه نيز وادى گريز پيش گرفتند . و گراى خان را كه مخالفان در آن اوان خطبه و سكه به نام و القاب او خوانده اظهار مخالفت نموده بودند ، دستگير كرده آوردند . آن حضرت به جهت فرب به جوانمرد [ على ] خان خلعت عوف بر او پوشانيده ، جانب خان مذكور فرستاد . گويند كه جوانمرد [ على ] سلطان بىتوقف گراى خان را به قتل رسانيد و روز ديگر از آن مقام كوچ كرده به جانب اوراتپه نهضت نمودند و اهل قلعه ساورن گرفته ، به استقبال شتافتند . و در آن منزل بنابر رعايت لشكر مصلحت در مراجعت ديدند و مولانا حيدر محمد منشى را فرمودند كه فتحنامهها به هر جانب ارسال نمايد و خود به دولت اقبال عنان مراجعت به مستقرّ عزّ و جلال انعطاف داد . و چون به موضع گوك گنبذ اتفاق نزول افتاد ، پادشاه محمد سلطان با سههزار كس مانند محمد قلى اتاليق و غيره در آن منزل رسيده ، شرف ملاقات دريافت . اما آن حضرت به ايشان زياده التفات نفرمود و از آنجا اجازت انصراف به جانب بلخ فرمود . و باعث بر اين آن بود كه دين محمد ( 165 ب ) سلطان به خيال آنكه اگر در مدد فرستادن تأخير و اهمال نمايد ، يمكن كه از جانب اعدا شكستى به آن حضرت رسد ، آمدن سپاهى به برادر خود همراه فرستاده ، فرمود كه در رفتن سرعت نكنند - للّه الحمد - بىمعاونت غيرى به تأخير صبح ظفر از افق سعادت تجلى نمود . القصه ، چون خاقان مظفرلوا متوجه بخارا شد ، اكابر و اشراف از اطراف و اكناف متوجه پايهء سرير خلافت مصير گشتند و به شرف آستانبوسى مشرف گشته ، به وظايف حمد و ثنا كوشيدند . چون حضرت اعلى خاقانى كه همواره از جانب دين محمد سلطان به جهت